علم میگوید ماهی به خاطر دور شدن از آب به دلایل طبیعی میمیرد. اما هر کس یک بار بالا و پایین پریدن ماهی را دیده باشد، تصدیق میکند که ماهی از بی آبی به دلیل طبیعی نمی میرد. ماهی به خاطر آب خودش را میکشد...

 

سلااااااااااااااااااااام بچه ها

طاعاتتون قبول باشه انشاالله .

ببخشید به خاطر این همه تاخیر  روزه منو برده بود  البته چند روزم اینترنتم خراب شده بود خلاصه هینطوری هی بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانه میاره این زازای تنبل  

حالا بگم که این آپ با کمک اردیبهشت عزیزم درست شده و امیدوارم خوشتون بیاد

این چند وقت مشغول خوندن چندتا کتاب بودم که حال و هواش یه کم فرق میکرد و البته خیلی به دلم نشست .یکی از اونها همین بیوتنه که میخوام امروز براتون بگم و ادامه یه کتاب دیگه به نام ارمیاست.

این دوتا کتاب رو یکی از نویسنده های مورد علاقه ام نوشته یعنی "رضا امیرخانی" که اولین بار وقتی دوم دبیرستان بودم کتاب "من او" رو ازش خوندم و وارد دنیای جدیدی از عشق و داستان نویسی شدم.

شاید این مدل کتابارو خیلی ها نپسندند ولی برای من خیلی بی اندازه جالب بودن

"رضا امیرخانی" نگارش بسیار بسیار خاص خودشو داره و به نظر من خیلی نو و خیلی لذت بخشه من وقتی کتاباشو میخونم احساس میکنم دارم دفتر خاطرات میخونم یه جورایی هر جور که دوست داره مینویسه کاملا با سلیقه خودش  

رضا امیر خانی؛ کسیه که مثل هیچکس نیست یا کسیه که هیچکسی مثل اون نیست.

به نظرم یکی از ویژگی های نوشته هاش اینه که آخر داستان رو که نه؛ حتی چند صفحه جلوتر رو هم نمیشه حدس زد، داستان هاش یه روند درهم ولی جذاب دارن... و دیگه اینکه کتابای آقای امیر خانی همیشه به زیباترین شکل ممکن تموم میشن نه به دلخواه ترین شکل...

حالا بریم اول سراغ ارمیا :

ارمیا یکیه مثل همه ی ما؛

برای همه ی ما یه زمان خاصی وجود داره که معنی زندگی رو می فهمیم و بر اساس فهم خودمون از زندگی یه سری اعتقاداتی پیدا می کنیم و طبق اونا مسیر زندگی مونو تعیین می کنیم. اون عقاید برای خودمونه و برامون اهمیت داره و همیشه سعی می کنیم ازشون دفاع کنیم.

بعضی وقت ها خیلی متعصبانه روی عقیده ی خودمون پافشاری می کنیم، بعضی وقت ها هم خیلی روشنفکرانه عقاید دیگران رو هم می شنویم مقایسه می کنیم و شاید توی عقایدمون تجدید نظر کنیم، بعضی وقت ها هم...

می شه خیلی از این " بعضی وقت ها " نوشت! به تعداد تک تک ما...

خلاصه، ارمیا هم یکیه مثل همه ی ما، با همه ی این بعضی وقت ها!

داستان ارمیا تو روزهای آخر جنگ شروع میشه و قبول قطع نامه . ارمیا یه رزمنده است که اول یکی از بچه های پولدار بالاشهری بوده و دانشجوی عمران ولی بعد میره تو یکی از مساجد پایین شهر و از اون طریق برای جبهه رفتن اقدام میکنه . خلاصه جنگ تموم شده و ارمیا برمیگرده به خونه در حالی که عزیزترین دوستاشو  از دست داده.

روزها میگذرن ولی ارمیا نمیتونه خودشو با زندگی روزمره وفق بده . خلاصه بعد از مدتی تصمیم میگیره بره شمال تا یکمی تنها باشه

میره شمال شب اول با چندتا معدن چی آشنا میشه که تو کوه های کنار جنگل در یک معدن سنگ کار میکردن و همونجا هم زندگی میکردن صبح روز بعد ارمیا از معدنچی ها خداحافظی میکنه و میره تا  چند هفته ای رو تنهای تنها و فقط با خدا تو جنگلهای شمال بگذرونه یکی از معدنچیها که به ارمیا علاقه خاصی پیدا کرده بعد از چند هفته که ارمیا نمیاد نگران ارمیا میشه و سه تا از معدنچی های دیگه رو میفرسته دنبال ارمیا .خلاصه ارمیارو پیدا میکنن و برمیگردونن ولی ارمیا تصمیم میگیره به جای یکی از کارگرا که میخواد بره مرخصی بمونه و تو معدن کار کنه .

روزها میگذرن و ارمیا به کار تو معدن عادت میکنه و کارگرای معدن و خانواده هاشون به ارمیا ، تا اینکه یه روز رئیس معدن میاد و برای کارگرا یه رادیو میاره تا حوصله شون سر نره...

اون روز ،روز چهاردهم خرداد سال هزارو سیصدو شصت و هشت بوده و وقتی بالاخره موج رادیو پیدا میشه ارمیا میشنوه که :

ساعت هفت بامداد ،اینجا تهران است صدای جمهوری اسلامی ایران.....

بسم الله الرحمن الرحیم...انا لله و انا الیه راجعون.روح بلند پیشوای مسلمانان و رهبر آزادگان جهان،حضرت امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست.....

و............

داستان بی وتن رو نباید تعریف کرد که همه لذت خوندنش به همین بی اطلاع بودن از اصل داستانشه... ولی میشه از ارمیای بی وتن گفت:

کتاب "بیوتن" ادامه ای بر ارمیاست و فقط یه کم از نکاتش براتون میگم که داستان درمورد ایرانی های مسلمون مقیم آمریکاست و متن کتاب یه جوریه که اینو احساس کنی و مرتب بین متن فارسی تیکه هایی از صحبت ها به انگلیسیه .

برای من خیلی جالب بود که تناقض های شخصیت اصلی بین زندگی آمریکایی و شخصیت مذهبی خودش یه جورایی تناقضهاییه که ما امروز داریم .

بیانی که شخصیتهای مقیم آمریکا از اعتقدات دینی دارن و انتقادهایی که میکنن به نظر من چیزیه که ما امروز باهاش مواجهیم . یه جوری شدیم که همه چیز رو با منطق خودمون میسنجیم که یا باید جوابگوی عقل ما باشه یا حداقل یه پولی بهمون برسونه .

کارای ما و شخصیت های این کتاب مثل همون چند جمله ایه که اول آپم نوشتم . فرق عقل و احساس...

اسم این کتاب به نظرم خیلی خاصه؛ بی وتن، بیوتن، بی وطن (البته این در صورتی که فکر کنیم نویسنده عمدا به جای ط نوشته ت) و... بستگی داره چطوری خونده بشه، ولی برای اینکه بتونیم دقیقا معنی بی وتن رو بفهمیم باید حتما همه ی ۴۸۰ صفحه کتاب رو بخونیم.

 


تعداد صفحات: 276

 قيمت: 2500 تومان

 قطع: رقعي

ناشر: انتشارات سوره مهر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعداد صفحات:۴۸۰

قیمت:۷۵۰۰ تومان

قطع:رقعی

ناشر: سوره مهر