خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

سلام به دوستان زبل

خوبید؟

منم خوبم

یادتونه بهتونه گفتم از ازدواج و وابسته شدن میترسم ؟!  

خب پیش اومد .

این دفعه ولی نمیدونم چرا نترسیدم  انتخاب کردم! اعتماد کردم و منتظرم نتیجه اشو ببینم برام خیلی دعا کنید چون؛

زازا عروس میشود

البته ناگفته نماند که خانواده و دوستان و آشنایان در حالت ... به سر میبرن

که چی شده زازا خان تبدیل به زازا خانوم شده و بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــه دیگه

بگذریم؛

به همین مناسبت کتاب امروز رو یه عشقولیه دیگه از کتابای عشقولیم انتخاب کردم و اونم این کتابه

                          "من او"

این کتاب رو هم مثل کتابای دفعه قبل رضا امیر خانی نوشته ولی حال و هواش یه کم فرق داره و ضریب عشقولیش بالاتره .

"من او" اولین کتابی بود که از رضا امیرخانی خوندم و همونطور که دفعه قبل بهتون گفتم با این کتاب وارد دنیای جدیدی از عشق و داستان نویسی شدم

داستان "من او" مال سالهای ۱۳۰۰ به بعد و زندگی شخصیت های اصلیش از بچگی تا پیری رو تعریف میکنه

علی فتاح شخصیت محوری این داستانه که اول داستان ۱۰ سالشه و تنها نوه پسر حاج فتاحه که مرد ثروتمند و با نفوذیه   علی تو همون عالم بچگی عاشق مهتاب دختر سریدار و خدمتکار خونه اشون میشه و از اینجای داستانه که من خیلی دوستش دارم  به قدری عشق علی و مهتاب قشنگ و پاکه که آدم گریه اش میگیره . داستان یه جور لطیفی این عشقو تعریف میکنه که هم به عمقش پی میبری هم به پایداریش و هم به پاکیش

علی و مهتاب  به علت مخالفت خانواده ها و سطح طبقاتی بسیار متفاوتشون با مخالفت ای زیادی در مورد عشقشون بر میخورن  بخصوص از طرف مامان علی ولی یه درویش مصطفی یی توی این داستان هست که حرفای باحالی میزنه و یه روزم به علی که دیگه به سنی رسیده که میخواد با مهتاب ازدواج کنه میگه :"باید وقتی من بهت گفتم آماده ای با مهتاب ازدواج کنی یعنی وقتی که اینقدر وارسته باشی که خود مهتاب رو بخوای نه جاذبه های دیگه اشو"

خلاصه این زمان سالهای سال طول میکشه تا به چند صفحه آخر کتاب و زیباترین قسمتهاش میرسه....

امیدوارم از این کتاب لذت ببرید

یادتون نره دعام کنید و متظر آپ های زازا باشید